Dummer girl
دختر نازنازی
این روزها "بــی" در دنیای من غوغا میکند! بــیکس ، بــیمار ، بــیزار ، بــیچاره بــیتاب ، بــیدار ، بــییار ، بــیدل ، بـیریخت،بــیصدا ، بــیجان ، بــینوا بــیحس ، بــیعقل ، بــیخبر ، بـینشان ، بــیبال ، بــیوفا ، بــیکلام ،بــیجواب ، بــیشمار ، بــینفس ، بــیهوا ، بــیخود،بــیداد ، بــیروح ، بــیهدف ، بــیراه ، بــیهمزبان * بــیتو بــیتو بــیتو...... دلم میخواهد وقتی بغض می کنم خدا از آسمان به زمین بیاید ! ... اشک هایم را پاک کند ، دستانم را بگیرد و آرام بگوید : اینجا آدم ها اذیتت می کنند ؟!! بیـــــــا بـــــــــــرویم !
شاید کسی دارد خفه میشود پشت سنگینی یک بغض
چه درگذر باشی چه نباشی,برای من استمراری خواهی بود... من هر لحظه تو را صرف می کنم....
سال نو مبارک... واااااااااااااااااااای خیلی خوشحالم،چون به ارزوم رسیدم،به عشقم که دوسال منتظرش بودم. خدایا شکرت... منتظر اپ های زیبا باشید.
آنکـــــس کــــــه می گفت دوستـــم دارد عـــاشقی نبــود کـــه به شــوق من آمده باشد رهگذری بود که روی برگهای خشک پاییزی راه می رفت صدای خش خش برگها همان آوازی بود که من گمان می کردم
همیشـه از آمدن ِ نــ بر سر کلمات مـی ترسیــدَم ! نـ داشتن ِ تو ... نـ بودن ِ تو ... نـ ماندن ِ تو ... . ....... . کــاش اینبــار حداقل دل ِ واژه برایـــم می سوخت و خبــری مـی داد از نـ رفتن ِ تـــو ...!
طلب عشق به هر بی سر و پایی نکنیم
یادمان باشد اگر این دلمان بی کس شد
طلب مهر ز هر چشم خماری نکنیم
یادمان باشد که دگر لیلی و مجنونی نیست
به چه قیمت دلمان بهر کسی چاک کنیم
یادمان باشد که در این دهر دو رنگی و ریا
دگر حتی طلب آب ز دریا نکنیم
یادمان باشد اگر شمعی و پروانه به یک جا دیدیم
طلب سوختن بال و پر کس نکنیم...
تا دوست را به یاری نخوانیم،
برای او کاری می کنیم و این خود دل را شکیبا می کند
طعم توفیق را می چشاند
و چه تلخ است لذت را “تنها” بردن
و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن
و چه بدبختی آزاردهنده ای ست “تنها” خوشبخت بودن
در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است
در بهار هر نسیمی که خود را بر چهره ات می زند
یاد “تنهایی” را در سرت زنده میکند
“تنها” خوشبخت بودن خوشبختی ای رنج آور و نیمه تمام است
” تنها” بودن ، بودنی به نیمه است
و من برای نخستین بار در هستی ام رنج “تنهایی” را احساس کردم
...
سکوت...
و دیگر هیچ نمی گویم...!
که این بزرگ ترین اعتراض دل من است
به تو...
"سکوت را دوست دارم به خاطر ابهت بی پایانش....
وَقتے پَــــس اَز مُدَتــــ هآ بے خَبَرے
بے آنکھ سُرآغے از این دل آوآرھ بِگیرے
میگویے : دِلَم بَرایَت تَنگــــ استــ ..
یا مَرا بھ بازـے گِرِفتــــــھ اے
یآ مَعنے وآژه هایَت رآ خوب نِمیدآنی
دِلتَنــ ـ ـ ـ ـ ــگےاتــــ ارزانے خُودَتــــ ...
به خـیالم بوسه هایت ، تعهد هستـند
آغوشتــــ ، سر پنـاه
هدیه هـایت ، قول وقـرار
مـــن اشـتباه کردم !
هر چـه بودی ، عادتــــ بودی
نه فقـط با من، با همه ایـن طـور بودی..
سرانجامم به خاکستر نشاندی
ربودی دفتر دل را و افسوس
که سطری هم از این دفتر نخواندی
گرفتم عاقبت دل بر منت سوخت
پس از مرگم سرشتی هم فشاندی
گذشت از من ، ولی آخر نگفتی
که بعد از من به امید که ماندی ؟
سال نو پیشاپیش مبارک،من تا 13فروردین نیستم قراره برم مسافرت.به امید دیدار...
بابای.
| Design By : Mihantheme |



